شنبه 15 بهمن‌ماه سال 1390
توسط: ساقی

درد

یه دردی توی قلبم هست که داره منو خفه می کنه ... راه هوا رو بسته ...سعی می کنم منطقی برخورد کنم و ببینم که چیزی نیست ولی یه فکری میگه که داری خودتو گول می زنی ... احساس می کنم غرورم له شده .... نمی تونم فکر کنم مثل آدمای روانی شدم .... می خندم اما هیچی خوشحالم نمی کنه ... می خوام خوشحال باشم اما نمیشه .... جلو مونیتور خشکم زده بود ، داشتم می لرزیدم ، لرزش عصبی ، فکر می کردم الان مغزم منفجر بشه ... فکر می کردم دارم یه کابوس می بینم ... اصلا باورم نمی شد ....نمی دونم چه جوری بگم که دارم آتیش می گیرم .... خوب احتمالا هیچی نبوده ، هیچی !!!!!!!!